منبع: بينا
با وجود رشد و توسعه خيره كننده بانك ها و مؤسسه هاى مالى فعال در كشورهاى حوزه خليج فارس در سال ،2006 گويا اين بانك ها و مؤسسه هاى مالى، دست بردار نيستند و افق هايى دوردست و رؤيايى را هدف اصلى خود قرار داده اند. البته، چنين رشد و توسعه تحسين برانگيزى، چندان عجيب و غافلگيركننده نيست، زيرا چند صباحى است كه ميلياردها ميليارد دلار نفت از اقصى نقاط جهان به سمت اين منطقه، سرازير شده و مى شود.
با افزايش قيمت نفت و رسيدن آن به سطح بى سابقه 60 و 70 دلار و ثابت ماندن تقريبى آن در اين سطح موجب شده تا بانك هاى منطقه به عنوان بزرگ ترين و موفق ترين دريافت كنندگان دلارهاى نفتى و سرمايه گذارى هاى بين المللى و منطقه اى، به ميدان آيند و نرخ سودهاى افسانه اى براى خود و سهامدارانشان رقم بزنند. به عنوان نمونه، 50 بانك برتر منطقه خليج فارس توانستند در سال ،2005 به سود خالص 15/7 ميليارد دلار دست يابند كه اين رقم در مقايسه با رقم 9/6 ميليارد دلارى سال پيش از آن يعنى سال ،2004 رشدى 64 درصدى را نشان مى داد. همين بانك ها بودند كه به موتور حركت دهنده اقتصادهاى منطقه و عامل تزريق نقدينگى به اقتصاد، بدل شدند.
به علت فراهم بودن زيرساخت ها و بنيان هاى مالى و اقتصادى در منطقه و حمايت دولت ها از فعاليت هاى اقتصادى در سطوح خرد و كلان و حمايت هدفمند آنها از سرمايه گذاران و سازمان هاى مالى خارجى، زمينه مساعدى براى رشد و توسعه همه جانبه و فراگير نهادهاى مالى و بانكى در اين منطقه استراتژيك و حياتى براى اقتصاد جهانى، فراهم آمده است.
به عبارت روشن تر، مى توان چنين گفت كه وضع كنونى اقتصاد جهانى و وادار شدن سرمايه گذاران بين المللى و شركت هاى چند مليتى به سرمايه گذارى در كشورهاى منطقه خليج فارس، موجب شده تا امواج منفى برآمده از حملات تروريستى يازدهم سپتامبر به برج هاى تجارت جهانى، به تدريج محو گردند و به موج هايى تبديل شوند كه سرمايه هاى بين المللى را از مناطق گوناگون جهان به سمت كشورهاى منطقه خليج فارس، هدايت مى كنند و بر سطح و كيفيت رقابت هاى مالى و سرمايه گذارى مى افزايند.
ادامه مطلب
قسمت سوم / نوشته: M.A.Katouzian / ترجمه و اضافات از: يداله دادگر
اين بخش سومين قسمت از ترجمه كتاب «ايدئولوژى و روش در علم اقتصاد» تأليف Dr.M.AKatouzian است، وى كه از استادان دانشگاه كنت انگلستان است، در چند بخش از اين كتاب به تبيين و ارزيابى نقادانه ساختار حاكم بر انديشه نظريههاى علوم اجتماعى (به طور كلى) و علم اقتصاد (به طور خاص) مىپردازد. در بخش اول وظايف و فلسفه علوم اجتماعى و ارتباط بيشتر علم اقتصاد با آن و قلمرو موضوع را مورد بحث قرار داده است. در قسمت دوم بررسى تاريخى از موضوع ارائه شده است.
در اين بخش به نوعى كنكاش در روشهاى تجزيه و تحليل علمى، بويژه در علوم اجتماعى و بالأخص در علم اقتصاد، به عمل آمده است. ذكر اين نكته لازم است، بخشهاى اول و دوم اين نوشته در شماره اول و دوم منتشر شده است (م).
ادامه مطلب
قسمت دوم
نوشته: M.A.Homayoun Katouzian
ترجمه و اضافات از:يدالله دادگر
اشاره:
در قسمت اول اين نوشتار به يك سلسله مطالب مقدماتى درباره علم اقتصاد و فلسفه علوم اجتماعى (بويژه علم اقتصاد)، همچنين وظايف و قلمرو علوم مذكور اشاره شد. در ضمن به مشكلات و اشكالاتى پرداخته شد كه هم از جهت تدوين و تكامل آن علوم، و هم از لحاظ شيوه آموزش آنها، حائز اهميت بود. در مبحث حاضر نوعى نگرش تاريخى به موضوع مورد بحث صورت مىگيرد، كه در ضمن آن، به بررسى تحولات روشهاى تجزيه و تحليل اقتصادى پرداخته مىشود.
تأكيد بر اين نكته را لازم مىدانيم كه هر چند عنوان اين مقاله، نوعى بار اقتصادى و معرفت شناسى علم اقتصاد را منعكس مىكند، اما در قالب آن نكات ظريفى مطرح مىشود كه نه تنها مىتواند در ريشهيابى بسيارى از نمادهاى خارجى تفكرات علوم اجتماعى و انسانى مفيد و مؤثر باشد، بلكه مىتوان از آن براى مطالعات علوم و معارف دينى و ارزشى، حداقل بعنوان زير ساخت تحقيقاتى، سود جست.
همانطور كه در قسمت اول اين مجموعه نيز اشاره گرديد، چون نويسنده مطالب معرفت شناختى نسبتا ژرفى عنوان كرده است، و از سوى ديگر به جزئيات مطالب پرداخته نشده، لازم بود توضيحات و اضافاتى به آن ملحق گردد، كه هم جهت رعايت امانت و هم بخاطر تفكيك يادداشتهاى خود مؤلف از پىنويسهاى خود مؤلف، اضافات مذكور با علامت (م) مشخص گرديده است. و تذكر نهايى اينكه، بخاطر پيوستگى مباحث علوم انسانى و اجتماعى (كه اقتضاى چنين تحقيقاتى است) به علاقمندان توصيه مىشود، جهت استفاده كارآمدتر از اين قسمت، نكات اصلى قسمت اول را نيز مرور نمايند (م).
ادامه مطلب
(قسمت اول) / M.A. Homayoun Katouzian / ترجمه و اضافات از: يداللّه دادگر
چكيده:
يكى از مقولههاى با اهيت پيرامون علم اقتصاد، بحثهاى روش شناختى و همچنين موضوع تأثير انديشههاى فلسفى و ارزشى در تئورىهاى اين علم مىباشد. اين مباحث چه از ناحيه روشهاى بررسى علمى و تفكيك آنها از روشهاى غير علمى، و چه از نظر نقش ديدگاههاى فكرى مكاتب و نظامهاى مختلف اقتصادى، جايگاه برجستهاى را در ادبيات مربوط به اين رشته به خود اختصاص داده است. نوشتهاى كه ترجمه اولين قسمت آن از نظر مىگذرد يكى از مجموعههاى ارزشمند در اين زمينه مىباشد.
نويسنده كه از اساتيد معروف دانشگاه «كنت» (kent) در انگلستان مىباشد، از صاحب نظران ايرانى الاصل است كه به ايران و ارزشهاى جامعه ايرانى بسيار پايبند است.(1) نويسنده با اعتقاد بر اين كه علم اقتصاد در شرايط و اوضاع و احوال فعلى دستخوش بحران مىباشد، ريشه بحران مذكور را به چارچوب و فلسفه اقتصادى، روشها، تئورىها و عقايد حاكم بر آنها مرتبط دانسته، هر گونه راه حل در ارتباط با اين بحران را نيز مبتنى بر اين نگرش روش شناختى مىداند. و با ديدى نقادانه مرورى بر خاستگاه تئورىها مىنمايد.
ادامه مطلب
بطور كلي در حال حاضر تالارهاي بورس به سه دسته تقسيم مي شوند :
1-بورس كالا :
بازار منظمي است كه در آن كالاهاي معيني مورد معامله قرار مي گيرد.مانندبورس طلاي نيويورك يا بورس پشم استراليا.
2-بورس اسعار :
در اين بازار پول كشورهاي مختلف (ارز)مورد معامله قرار مي گيرد. معاملات ارزي بر اساس نوسانات بهاي پولهاي مختلف در مقابل يكديگر صورت مي گيرد.
3-بورس اوراق بهادار:
در اين بازار اورق بهادار مورد معامله واقع مي شود.
روش برگزاري و تشكيل بورس اوراق بهادار
به سه طريق بورس هاي بهادارممكن است تشكيل شوند :
ادامه مطلب
ترجمه و توضيح از : يد الله دادگر
چكيده :
همانطور كه از مباحث گذشته روشن شد، انديشههاى انسانى بويژه در حوزه علوم اجتماعى و انسانى بر يكديگر تاثير گذاشته واز هم تاثير مىپذيرند. تفكرات و ديدگاههاى فلسفه علم بطور كلى و نمونههاى برجسته آنان به صورت خاصى در ايجاد تحولات و احيانا پيشرفتهاى دانش تجربى و اجتماعى تاثير قابل توجهى داشتهاند. بديهى استسخن از تاثيرگذارى آنها لزوما به معناى درستيا نادرستبودن آنها نيست و منظور ما در اينجا بيشتر نوعى اشاره اثباتى و تبيينى به موضوع مىباشد.
از جمله مصاديق چنين ديدگاههايى، يكى «ابطال گرايى» پوپر مىباشد. (2) و ديگر نظريه «الگوى مسلط» (3) توماس كوهن (4) و همچنين «برنامههاى تحقيق» لاكاتوش است (5) كه در اين فصل بررسى مىشوند. مىتوان دو نگرش اخير را كه در آستانه سيطره فلسفه علم پوپر مطرح شدند، نوعى آلترناتيو براى نظريه ابطال گرايى وى بحساب آورد.
در اين نوشته همچنين به چگونگى كاربرد اين دو نظريه در علم اقتصاد و سازگارى يا عدم سازگارى پيش فرضهاى آنها در اين رابطه اشاره خواهد شد. مؤلف محترم ابتدا اشاره كوتاهى به زمينهها و شرايط رشد و توسعه علمى مىكند و پس از آن ديدگاه «توماس كوهن» را بررسى مىنمايد وبدنبال آن نظريه «لاكاتوش» را مورد بحث قرار مىدهد.
ادامه مطلب
الكساندر روزنبرگ (1) / مترجمان: دكتر يدالله دادگر (2) - نادر مهرگان (3)
چكيده:
يكى از بحثهاى مهم در متدلوژى اقتصاد، مساله علمى بودن و يا علمى نبودن اين رشته مىباشد. از زمانى كه معيار علمى بودن رشتهها، دارا بودن صورت بنديهايى چون فيزيك و رياضى گرديد، مساله علمى بودن علوم اجتماعى (از جمله اقتصاد)، بطور گستردهاى مطرح شد. (4)
مقاله حاضر نوشته «الكساندر روزنبرگ» استاد اقتصاد و محقق برجسته اتريشى، از نوشته هايى پايهاى در متدلوژى اقتصاد است كه ابعادى از اين موضوع را مورد بررسى قرار داده است. اينك ترجمه مقاله (5) تقديم خوانندگان گرامى مىگردد.
من در چند مقاله و در مقاله «قوانين اقتصاد خرد» (6) استدلال كردم نظريه اقتصادى، از لحاظ مفهومى پيكره منسجمى از قضاياى عمومى على است كه شانس قانون بودن را دارند. استدلال من آسودگى خاطرى براى اقتصاددانان بدنبال نداشت زيرا نگران وجهه علمى رشته خود نبودند. (7) اما ديگران كه مشتاق پذيرش يا انطباق نظريه اقتصاد خرد با موارد استفاده خودشان بودند به اين استدلالها و ديگر استدلالهايى كه مىخواهد از نظريه اقتصادى در مقابل اتهامات دسته جمعى، دفاع كنند، روى مىآوردند. از آن جمله، پايدارترين اتهامات، آنهائى بودند كه شان نظام تجربى احتمالى اقتصاد را، به اين دليل كه نمىتواند ملاكهاى باب روز اثبات گرايى يا پوپرى، وجهه علمى را برآورد، انكار مىكردند. با افول اثبات گرايى، روز به روز از جديت اين اتهام نزد فيلسوفان كاسته شد هر چند اهميتخود را نزد عده كمى از اقتصاد دانان حفظ كرد. اما ميان فيلسوفان، اين اتهامات كه اقتصاد با استانداردهاى علم بودن فاصله دارد، با اين اجماع عام رو به رو شده بود كه هنوز مفهوم به حد كافى مناسبى از علم نداريم كه داوطلبان علم بودن را در مقابل آن بسنجيم.
اين مساله، طرح اين سؤال را كه آيا اقتصاد علم است دشوار ساخته و اقتصاددانان و عذرآوران سابق آنها را نظير من - به اين نتيجه رسانده بود كه چون از لحاظ منطقى يا مفهومى، موضوع ناسازگارى درباره اقتصاد وجود ندارد. لذا بايد نظريه تجربى با وجههاى درباره رفتار انسانى يا پيامدهاى كلى آن باشد.
مشكل اين ديدگاهاين است كه بى جهتخشنودى خاطر مىآورد. شايد خوب و پسنديده باشد بگوئيم اقتصاد از لحاظ مهندسى سازگار است و هيچ استاندارد منازعه برانگيزى وجود ندارد كه در مقابل آن اقتصاد، نامناسب به نظر برسد، اما اين ديدگاه نابسامانيها و معماهاى جدى درباره نظريه اقتصادى را از ميان نخواهد برد. اين معماها به ضعف همه جانبه اقتصاد در ارتباط با مساله پيش بينى باز مىگردد.
ادامه مطلب
نويسنده: جان دوپِر
مترجم: محمود عيسوى
1. سازوكار (مكانيزم)
رويكرد طبيعى و متعارف به متافيزيك اقتصاد بايد با بررسى دقيق يك نظريه و عمل اقتصادى يا بخش مناسبى از آن آغاز شود و چنين رويكردى بايد مشخص كند كه متضمن و يا دربردارنده كدام تصوير متافيزيكى است و نيز كدام تصوير متافيزيكى با اين نظريه و عمل بيش ترين سازگارى را دارد. رويكرد من در اين مقاله نسبتاً متفاوت خواهد بود. من با ارائه برخى انديشه هاى متافيزيكى شروع خواهم كرد و سپس اين سؤال را مطرح خواهم نمود كه اقتصاد در پرتو اين انديشه ها چگونه به نظر خواهد آمد. اساس اين روش شناسى بدين قرار است: علم اقتصاد در بافت مجموعه اى گسترده از فروض متافيزيكى كه در طى چهارصد سال اخيرعلم به وجود آمده اند، گسترش يافته است. هرچند تصوير متافيزيكى مسأله، اصولا در ارتباط با علوم فيزيكى گسترش يافته است، اما اهميت بنيادينى در توسعه علم اقتصاد دارد. 2 در برنامه پژوهشى كه چندين سال به اجرا درآمد و منتهى به كتاب من با نام «بى نظمى اشيا» (1993) شد، انتقادى اجمالى را از اين تصوير متافيزيكى گسترش داده ام. يك نتيجه روشن اين برنامه پژوهشى عبارت است از بررسى كاربردهاى عدم پذيرش اين تصوير در حوزه هاى مختلف علم. علم اقتصاد به طور خاص، داوطلب مناسبى براى چنين بررسى مى باشد; زيرا وضعيت برجسته آن در ميان علوم اجتماعى، به طور مستدل و دقيق از گستره اى ناشى مى شود كه در آن گستره، التزام به اين متافيزيك سنتى را آشكار مى سازد.
در كتاب «بى نظمى اشيا» به طور بسيار كلى به اين متافيزيك سنتى به عنوان يك «سازوكار» اشاره كرده ام. البته سازوكار (مكانيزم) نظريه اى است كه ارتباط با ماشين دارد. در واقع اكنون معتقدم كه روابط ميان ماشين ها عميق تر و بسيار جالب تر از آن چيزى است كه هنگام نوشتن كتاب «بى نظمى اشيا» درك مى كردم. دراين كتاب درباره سه نظريه متفاوت بحث كرده و آن ها را اجزاى مشخصه «سازوكار» تلقّى كرده ام: ذات گرايى (essentialism)، تحويل گرايى (reductionism)، و (چيزى شبيه) جبرگرايى (determinism). ممكن است كسى با ناپختگى تمام بين اين سه نظريه و ماشين ها بدين طريق ارتباط برقرار كند: جبرگرايى مى گويد ماشين ها قابل پيشگويى و قابل اعتمادند; هر ماشينى كه قابل اعتمادتر باشد، بهتر است.
جهان يك ماشين كامل است و بنابراين، كاملا قابل اعتماد است. ماشين رفتار قابل اعتماد و كم و بيش پيچيده خود را به همان طريقى انجام مى دهد كه رفتار قابل اعتماد ساده تر اجزايش را. بنابراين، راه درك يك ماشين، هميشه عبارت است از تجزيه آن به اجزا و شايد اجزاى اجزا و اجزاى اجزاى اجزا، تا آخر. تعيين رفتار كل به وسيله اجزا، يك شكل تحويل گرايى يا جبرگرايى تعيين رفتار كل بر اساس اجزا (mereological determinism) است. در نهايت، طبق نظريه هاى پيشين، امكان تشخيص آنچه كه آشكارا از اجزاى ماشين مى باشد، امرى مسلّم انگاشته مى شود. بنابراين، به عنوان ارائه يك نمونه آشنا، پيستون، به يك معنا، يكى از اجزاى اصلى اتومبيل است، ولى بر اساس همان معنا، داشبرد كه دربردارنده مجموعه اى از دستگاه هاى كاملا مجزّاست، چنين نمى باشد. اين مطلب، يك جنبه اساسى ذات گرايى علمى را تداعى مى كند كه عبارت است از اين انديشه كه هدف عينى علم، كشف طبقه بندى واقعى اشيا مى باشد.
ادامه مطلب
پرفسور سيدنواب حيدر نقوى / ترجمه دكتر حسن توانايان فرد
مقدمه
پس از نيم قرن برنامه ريزى براى توسعه اقتصادى و اجراى هفت برنامه عمرانى در ايران و پس از نيم قرن كه از عمر اقتصاد توسعه در جهان مى گذرد, متإسفانه اقتصاددانان جهان و از جمله ايران نتوانسته اند يك الگوى توسعه اقتصادىمعرفى كنند كه براى كشورهاى جهان سوم راهگشا بوده و آنان را به سرمنزل مقصود (رفاه) برساند.
آن چه تا به امروز توصيه شده, نه تنها در مقام عمل موفق نبوده, بلكه در حيطه بحث هاىنظرى نيز به يك توافق قابل قبول دست پيدا نكرده است. پرفسور سيدنواب حيدر نقوى كه از انديشمندان برجسته اسلامى و اقتصاددانان به نام توسعه مى باشد, در كتاب ((اقتصاد توسعه يك الگوى جديد)) كوشيده است تا علل اين ناكامى را توضيح داده, پيشنهادهايى براى موفقيت اقتصاد توسعه و توسعه اقتصادى كشورهاى جهان سوم ارائه دهد.
غناى علمى فوق العاده كتاب و خلاصه نويسى مولف مانع از آن مى شود كه بتوان كتاب مذكور را خلاصه كرد. از طرف ديگر, اهميت و فوريت تعاليم آن به ويژه براى برنامه ريزان و سياست گذاران اقتصادى كه احيانا فرصت مطالعه كل كتاب را ندارند, مترجم را بر آن داشت كه بعد از ترجمه كل كتاب, پيام هاى اصلى آن را در قالب مقاله اى ارائه كند.
ادامه مطلب
فرزانه سلامي
گفت وگو با با گري بکر برنده نوبل اقتصاد: ايده هاي او باعث شد گستره اقتصاد تا نقاط ناشناخته اي کشيده شود و حوزه هاي مختلفي به سمت اقتصاد سوق پيدا کنند. جرم و جنايت، خانواده، اعتياد و تبعيض از جمله حوزه هايي بودند که گري بکر ابزار اقتصاد را در موردشان به کار گرفت.ديدگاه بکر باعث شده بود حتي بسياري از اقتصاددانان هم ايده هاي او را پراکنده بخوانند. آنها مي گفتند چگونه امکان دارد اقتصاد در حوزه اي بسيار شخصي مثل روابط خانوادگي و همزمان در حوزه پيچيده اي مثل جرم و جنايت نقش ايفا کند؟
با اين وجود طولي نکشيد که تئوريهاي او در عمل ثابت شدند و به تدريج ايده هاي او که در ابتدا جنجالي خوانده مي شد به بخش مهمي از اقتصاد مدرن تبديل شد.
گري بکر در سال 1992 ميلادي جايزه نوبل اقتصاد را به خاطر گسترش دامنه تحليلي اقتصاد خرد به سمت رفتارها و تعاملات انساني دريافت کرد.
در اين مصاحبه نيز او ديدگاه انساني خود نسبت به اقتصاد را به وضوح به نمايش گذاشته است.
ظاهراً يک روز وقتي دنبال جاي پارك مي گشتيد ايده جديدي در مورد سامان دهي اقتصادي عرصه جرم و جنايت به ذهنتان خطور كرد!
بله.
ماجرا را براي ما تعريف مي كنيد؟
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


